تبليغاتX
دخترک بارانی

دخترک بارانی

سلام دوستان خوبید؟ منم خوبم شکر :)

اوضاع احوالم همه چی خوبه بر وفق مراد هستش

2 تا خبر 1.( نتایج دانشگاه اومدش قفول شدم گل از گلمون شکفته شد شدیدا اصلا نمیدونید آرزو شده بود برام دیگه با این وضعیتی که برام پیش اومده بود)

2.( خواهرم و شوهر خواهرم دارن میرن از ایران بدجوری داخون و پاخونمم دوست ندارم برن اما باز خودم قانع میکنم که رفتنشون باعث پیشرفتشون هستش و همچنین به نفع ما میشه )

دیگه این روزا همش اشک از چشام سرازیر میشه اما دیگه ما که تهنا نیستیم این وسط اگه منم بشینم گریه کنم کی مامانم دلداری بده و نذاره گریه کنه؟؟؟ 

عجب گیری کردیم به خدا نمیتونیم هم گریه کنیم .

این ندا هم که هی میشینه حرف میزنه این مسئولیتهای سنگین رو دوش من میذاره چقد سخت دختر بزرگ بودن والا ا ا اا ا  ا اونم یکدفعه این همه مسئولیت .

حسش نبوده بیام تو این مدت بنویسمم دیگه الانم اگه نمیومدم این عسلی من میکشت باهامم قهر کرده تا آپ نمیکردممم.

دوشنبه دهم مرداد 1390| 20:35| نیلوفر| |


می پُرسَم:چِه کار می کُنی؟

می گویی:بِه آیَندِه فِکر می کُنَم.

می پُرسَم:آیَندِه؟

می گویی:

آ:آری.کاش

ی:یِک بار

ن:نِشان بِدَهی

د:دوستَم داری

ه:هَمین


جمعه بیستم خرداد 1390| 14:49| نیلوفر| |

سلام دوستای گلم م م

فردا شب لیله الرغائب شب آرزوهاست

چشماتونو آروم ببندید و آروم بگید خدایا من عاشق توام و به تو نیاز دارم به قلب من بیا!

شما هم مثل من این شبو به دوستاتون یادآوری کنید

به این امید که از باغ دعاشون یه گل هدیه بگیرید به یادم باشید

آرزو میکنم همیشه یادم بمونه بیشتر از خودم منو دوست داری، حتی مواقعی که حس میکنم تنهام!

آرزو میکنم، وقتی را داشته باشم برای فکر کردن، به آنچه بودم-هستم و .... خواهم بود!

آرزو میکنم بتونم همونی باشم که تو میخوای!

برای زمانی که مغرورم آرزو میکنم. بفهمم اونقدرها بزرگ نیستم که فکر میکنم.

و برای زمانی که خودخواهم، ... بفهمونی م وجودم به تو وابسته ست.

خیلیایی هستن دور و برم که آرزوشون یه لحظه در آرامش زندگی ِ کردنِ ، آرزوم به آرزو رسیدن اوناس.!

و مهمترین; زندگی یه نعمته، آرزو میکنم بتونم به بهترین نحو برای رسیدن به هدفهام تلاش کنم.

یکی از حسای قشنگ دنیا اینه که بفمهمی یکی به دعاهای تو ایمان داره!

امشب شب آروزهاست اگه دلتون گرفت و آرزویی کردید منو هم یادتون نره!

آرزو میکنم، یادم نره اومدنم به این دنیا واسه چیه؟ و رفتنم خیلی زودتر از اون چیزی ِ که بشه پلک زد!

آرزو می کنم ...

 

التماس دعا

 

پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390| 1:6| نیلوفر| |

سـكـوتــ مـيـ كـُنـَمـــــ ... شـا یـد نـگـفـتـنــ بـهـتـر از گـفـتـنـ اسـتـــ...

 چـشـمـايـمــ گـويـايــ درديـ

عـظـيـمـــ اسـتــ كـهـ مـهـر خـامـوشـيـ را رويــ لـبـهـايـمــ زدهــ ...

سـكـوتـــ مـنــ نـشـانـهــ يــــ رضـايـتـ نـيـسـتــ !  

شـايـد تـقـديـر ايـنـ چـنـيـنــ خـواسـتــــــــــــــــ ...

امـا نـهـــــــــ ...

جمعه سیزدهم خرداد 1390| 12:44| نیلوفر| |


ادامه مطلب
سه شنبه سوم خرداد 1390| 0:1| نیلوفر| |

 

 


ادامه مطلب
یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390| 22:54| نیلوفر| |

بــهـ پـاسـ هـمـهـ بـودنـتـ دلـمـ مـيــ خـواهــد

قـشـنـگـتـريـنـ جـمـلـهـ هـا را بـنـويـسـمـــــــــــــــــــــــــ

پـر عـشـقـ تـريـنـ بوسـهـ هـا نـثـار تـمـامـيـ وجـود پـاكـتـ فـرشـتـهـ مـنــــــــــــــــــــــــ

دوسـتـتـــ دارمـ و ايـنـ تـمـامـ مـنـــ اسـتـــــــــــــــــــــ

مـنـ ايـنـ جـمـلـهـ را بـاور دارمـ و بـا هـمـهـ وجـودمـ حـسـشـ مـيـكـنـمــــــــــــــــــــــ

دلـتـنــگـتــمـ ،

 بـیـقـرار وجـودتـمــ ، پـر از خـواسـتـنـتـمــــــــــ

دلـمـ بـرایـ آغـوشـ گـرمـتـ تـنـگـ شـدهـ  ، نـگـاهـتـــــ ، ....

بـیـشـتـر از هـمـیـشـهـ بـهـتـ نـیـازدارمـ امـا نـیـسـتـیـ پـیـشـمـــــــــ 

 


دلتنگی  نوشت : دلم تنگیده برات یه عالمه  

روز شمار : تا کنکور 7 روز دیگه مونده برای صعود کردن 

عروسی نوشت : عـسـلـمـــ نازنینم عروسیت مبالک باشه ، برات بهترین ها رو آرزو دارم ایشالا که خوشبخت بشی .


جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390| 0:12| نیلوفر| |

دلتنگیها


ادامه مطلب
شنبه سوم اردیبهشت 1390| 0:14| نیلوفر| |

دوسمت دالمممم عزیزمممممم

سلومممممممممممممم به دوستای گلممم.

وای واقعا میگن هر چی که بخوای کافیه روش تمرکز کنی همون بدست میاری خدایا شکر

واقعا به آرامش خاصی رسیدممم  اینارو مدیون خدا جونی ، نگاری، عسلی گلممم و در آخر برهان عزیزممم هستمم. 

آرامش بعد از سونامی چقد لذت بخش هستش  پریشب با یکی از دوستام داشتم میحرفیدممم ماشالا اینقد این امواج منفی رو به طرفممم سوق داد که دیوونه شدمممم دیگه اینقد فکر و خیال کردممم که شب یادم نمیاد کی خوافم برد فک کنم ساعتای  2 یا 3 بودشlove my blankey
 برهانمممم که نمیدونم کجا بود یا خواب بودش یا میدرسیدش درست زمانی که نیاز داشتمم بهش نبودش.

از استرس زیادی که داشتمم ساعت 7 صبح از خواب بیدارشدممم چقد ساعت دیرگذشت تا اینکه شد ساعتای 10.30 که دیگه به برهانمم زنگولیدممم  خدای من اگه این پسر میدونست که من چقد با حرف زدن و صداش آروم میشممم که دریغش نمیکرد دیگه باهم حلفیدیممم یه عالمه  انرژی گرفتمم.hearts
 

دیگه گفتش  تحمل کن عزیزمممم  بشینیمممم بخونیمممم قفول بشیممم دانشگاه ایشالا.!!

البته من مطمئنمممم که قفول میشیمممم درش شکی ندارمممممم البته با دعای شما دوستان قفول بشیمم همتون شیرینی دعوتیددددددد.

دیگه تصمیمممم گرفتمممم به هیچ عنوان در مورد خودم وزندگی خصوصیم با هیشکس حرفی نزنمممم always happy
واقعا هر کس از راه میرسه یه نظری برای خودش میده یا حسادت میکنن البته به جز دوست جونیای خودمممم .

دیگه فقط و فقط با کسی که دلسوزممم و از خونمممم حرفامم میزنممم که تو تمام لحظه هایی که انرژی تموممم کردممم کمکممم کرده دوباره رو پا وایستممم جز خواهرای گلمممممم کسی نیست.

البته اضافه کنمممم که عسلمممممممممممممممممممم دوست گلممم که مثل خواهر میمونه برامممم اونمم خیلی کمکممم کرده قلفونش بشمممم.




چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390| 20:11| نیلوفر| |

دلتنگیهای نیلوفر(فینگیلی تو)  

 


ادامه مطلب
دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390| 15:58| نیلوفر| |

Design by KHanOomi